|
|
|
|
|
زندگی با تمام تنوع بیش از اندازه اش در این روزها برای من، با تمام لذتی که از آن میبرم، تکرار عجیبی در آن است! با این همه... هفته ی گذشته را خیلی دوست داشتم. نمونه ی یک هفته ی با برنامه ریزی بی نقص... کارهایی که تماما راس ساعت و راس دقیقه انجام شد! هر کاری که تو فکرش را بکنی کارها با نظم است نه اینکه من.......... اووووووه...خواهش میکنم! غر نزن! من عاشق شلختگی ام و از آن مهمتر، آدمهای شلخته ای که تمام کارهایشان راس ساعت است! پ.ن : واییی یه حالی میدههههههه.... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر خوب است که صبح بيدار شوي... به تنهايي؛ و مجبور نباشي به کسي بگويي دوست اش داري، وقتي دوست اش نداري ديگر! پ.ن :و این است ضمانت زندگی... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||
|
|
|
|
|
سیفی عزیز سلام: در آستانه سالروز تولدت که خوب میدانم بیش از ده روز هم مانده است دست به کار عجیبی زدم و موهایم را زدم! آخرین باری که به آرایشگاه مردانه رفته بودم،فکر میکنم آبان ماه بود،ولی این بدان معنی نیست که آخرین باری هم که موهایم را کوتاه کردم همان موقع بود،ملتفت هستی که عزیزم؟ اما امروز در اقدامی باور نکردنی باز هم ثابت کردم که در بند مادیات نیستم! یادش بخیر آن روزی که رفتی آرایشگاه دقیقه به دقیقه اس.ام.اس میزدی و میگفتی دارد موهایم را میتراشد! و بعد هم به یاد روزهای پیش دانشگاهی و ته کلاس A1 با هم با افسوسی همراه با خنده های شیطانی بگوییم: بله آقا...بد روزگاری شده است! دوست قدیمی من، بیا نگاهی به گذشته بیندازیم... آنجایی که فرید چه کارهایی سر کلاس پیش که نکرد... زنگ تفریح ها که تفریحش شده بود بازی با شروین بیچاره و خدا صبر ایوب دادن به متین! و حالا پس از چند سال،در دام آقای علی و آقای بهداد گیر افتاده است و البته جدیدا گویی آرمان فنی جدید یافته و نقطه ضعفش را سمت پمپ گاز و اون ورا پیدا کرده و شهاب ناظر بر مطلب! و کاش آن دوران را بار دیگر، با عود روشن کردنهای سروش ه. سر کلاس جشن بگیریم... و هر وقت هم که سر به سرش بگذاریم سروش بگوید: "نِکن دیگه!" سینا ظل را بگو که هیچ وقت نگذاشت ما طبیعت زیبای بیابانهای آبشناسان و شهران را نگاهی بیندازیم؛همیشه میگفت باید پنجره بسته باشد! کمی آن طرف تر فیل کوچولو و برقه مرغه و ممد بابایی...سد سینا و عباس صادقی! نگاه کن انگار کلاس را دسته بندی کرده باشند و دانشگاه تهرانی ها یک جا و پلی تکنیکی ها یکجا...شریفی های بچه خرخوان هم جلو کلاس! مرد رویاهای پاکی و رفیق شجاعش علی فتل که هیچ وقت نتوانست، خودش را به کرمی ثابت کند! صمد جان و فلبورد و... را کمی نادیده بگیریم، از تیکه هایی که سهند سر کلاس می انداخت و یک کلاس که چه عرض کنم یک مدرسه را روانی میکرد نمیتوان گذشت! میرنظامی بدبخت وقت کنار زدن پرده کلاس روی میز افتاده، با حجم عظیمی از دیکشنری مواجه شد و در حالی که با چهره ای ملتمسانه میگفت: نوکر پدرتم!! آن جلو کلاس سروش ک. که همیشه فدای همه میشد و ردیف اول و امید اول و آخر مدرسه...مازیار، و بغل دستی همیشه در رویایش هومن! اووووه داشت یادم میرفت... فاضلی و آن پسره که صدایش شبیه اخبار گو ها بود و به همراه زوج مکملشان پاپک! خیلی ها را فرصت نشد زیر ذره بین ببرم... آخر علی شهریاری بیچاره وقتی برای تولدش خروس کادو ببرند دیگر چه تعریفی باقی میماند؟ سیرک است دیگر...سیرک علامه! باید بعدا سر فرصت بنشینیم و صحبتی کنیم و از چخوف و رضایی و دوستان هم سخنی به میان آوریم. آه خسته شدم انقدر گفتم سیفی... اسمت را یادم رفته... آهااااان...سیفی،مرررررررگ! فدات شم عزیزم مهرداد
پ.ن : لامصب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||
|
|
|
|
|
و طبق معمول رخت خواب مرتب نکرده.... و بهانه همیشگی که امشب دوباره بخوابم بهم میریزد! جزوه ی زیر تخت خواب...نیمی روی سنتور و بقیه اگر خدا بخواهد روی میز! پیراهن گیر کرده به دستگیره پنجره و شلوار مانده زیر بالش به امید خوابیدن من؛ خدا نکند این شلواره کج و معوج قرار گیرد که درست حسابی برای فردا صبح اتو نخواهد شد! در کمد را بسته ام... نه به این خاطر که مرتب گشته ام؛ فقط به این خاطر که اگر بازش کنم تمام وسایل میریزد پایین! کلی کتاب ها را هم زیر میز قایم کرده ام... توصیفگر خوبی نیستم وگر نه وضع بدتر از این حرفاست! زندگی جالبی است...ولی به کسی پیشنهادش نمیکنم! به قول خودم :"در بند مادیات نباش!" یا به قول کولی:-) : "چاییتُ بخور!" اما هر چه باشد...بیخیال از همه چیز... فکرکن از پنجره اتاق من،چه فرق میکند از اتاق تو،راهی داشت به این طبیعت زیبا... جایی برای زندگی... و جملاتی از همین قبیل به اختیار خودت در خیالت سر هم کن.... پ.ن : تمام لذت زندگی، به صبح دنبال جوراب گشتن است...فقط وقتی از خانه رفتی بیرون زیپ شلوارت یادت نرود! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||
|
|
|
|
|
یه مطلبی خوندم اینجا که انصافا ناراحتم کرد! انقدر این حرف بی شرمانه است که اصلا دوست ندارم توی وبلاگم در موردش حرف بزنم،فقط یه نگاهی بندازین و کمی افسوس هم میتونه جالب باشه! اینجا رو یه خونه تکونی دادم...میدونم زیاد جالب نشده...تنوعه دیگه! شب کنسرت تجربی، بهزاد یه میل به من زد که یه آهنگ خیلی قشنگ رو واسم فرستاده بود، من از یه جا دیگه پیداش کردم و گذاشتم اینجا،فکر کنم خیلی هاتون دوستش داشته باشید: این شعرش و اگر میخواهد گوشش دهید: آتشي در سينه دارم جاوداني عمر من مرگي است نامش زندگاني رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم بيش از اين من طاقت هجران ندارم كي نهي بر سرم پاي اي پري از وفاداري شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاري نو گلي زيبا بود حسن و جواني عطر آن گل رحمت است و مهرباني ناپسنديده بود دل شكستن رشته الفت و ياري گسستن كِي كني اي پري ، ترك ستمگري مي فكني نظري آخر به چشم ژاله بارم گرچه ناز دلبران دل تازه دارد ناز هم بر دل من ( محبوب من) اندازه دارد اي تو گر ترحمي نمي كني بر حال زارم جز دمي كه بگذرد كه بگذرد از چاره كارم دانمت كه بر سرم گذر كني به رحمت اما آن زمان كه بر كشد گياه غم سر از مزارم پ.ن : هممم...فعلا هیچی! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه دلخوری هستش با کنایه مینویسم؛ولی مطمینا خیلی چیزا رو نمیتونم اینجا بگم... درسته وبلاگ شخصیه ولی همیشه محدودیت هم هست! 1) پنج نفر آدمی رو که ممکنه کاری کرده باشند که نتونین ببخشیدشون ولی به ظاهر مجبورین تحملشون کنی و واقعا دیگه از دیدنشون لذت نمیبرید! 2) پنج نفری که واقعا دوست داشتی بهشون بگی که چقدر واستون عزیزن و چقدر واسشون ارزش قایلی ولی هر دفعه گند زدی و کلی افسوس خوردی! 3) پنج تا کاری کردی که هیچ کسی خبر نداره،خیلی کار بزرگی بوده و هیچ وقت هم دوست نداری کسی بدونه! 4) پنج تا درسی که هم از خود درس و از اون مهمتر استادش حالتون بهم میخوره و نمیخوای بری سر کلاس! 5) پنج تا از وبلاگ هایی که فقط میان مینویسن آپ کردم،به روز هستم و چقدر زیبا مینویسی رو پیدا کنم و بهشون فحش بدجور بدم!
پ.ن : دعوت میکنم: ناگهان اندیشه، کلبه کولی ، یادداشت های مجازی، یه دوست، آغاز آفرینش |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت توسط meredit
|
|
||