تبليغاتX
س ا ی ه ب ا ن - و من، هنوز من قبلی هستم!
فقط خاطرات و دست نوشته های روزانه من!

 

و طبق معمول رخت خواب مرتب نکرده....

و بهانه همیشگی که امشب دوباره بخوابم بهم میریزد!

جزوه ی زیر تخت خواب...نیمی روی سنتور و بقیه اگر خدا بخواهد روی میز!

پیراهن گیر کرده به دستگیره پنجره و شلوار مانده زیر بالش به امید خوابیدن من؛

خدا نکند این شلواره کج و معوج قرار گیرد که درست حسابی برای فردا صبح اتو نخواهد شد!

در کمد را بسته ام...

نه به این خاطر که مرتب گشته ام؛

فقط به این خاطر که اگر بازش کنم تمام وسایل میریزد پایین!

کلی کتاب ها را هم زیر میز قایم کرده ام...

توصیفگر خوبی نیستم وگر نه وضع بدتر از این حرفاست!

زندگی جالبی است...ولی به کسی پیشنهادش نمیکنم!

 

به قول خودم :"در بند مادیات نباش!"

یا

به قول کولی:-) : "چاییتُ بخور!"

اما هر چه باشد...بیخیال از همه چیز...

فکرکن از پنجره اتاق من،چه فرق میکند از اتاق تو،راهی داشت به این طبیعت زیبا...

جایی برای زندگی...

و جملاتی از همین قبیل به اختیار خودت در خیالت سر هم کن....

 

 Nice...very nice

 عکس از احمد کاوسیان

 

پ.ن : تمام لذت زندگی، به صبح دنبال جوراب گشتن است...فقط وقتی از خانه رفتی بیرون زیپ شلوارت یادت نرود!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت   توسط meredit  |