تبليغاتX
س ا ی ه ب ا ن - هممم...تو بگو؟!
فقط خاطرات و دست نوشته های روزانه من!

خیابانهای شهر چه کم ماشین شده است!

ماجرای بنزینی که ذهن خیلی ها را مشغول کرده ولی هر چه هست طرح خیلی خوبی است،ولی اصلاحات زیادی هم لازم دارد. ،کارت هوشمند سوخت گامی بلند در رویای دولت الکترونیک است.

نه!

رویا کلمه درستی نیست...هر چه باشد ما باید به آن سمت برویم و و چقدر لذت بخش خواهد بود!

البته روح خود را در دنیای مجازی ماشین پروراندن و بزرگ کردن چه سخت و چه هیجان انگیز...

هفته بعد به خانه جدید میرویم و با تمام جذاب بودن شرایط جدید،دلتنگی جدایی سخت است!

بالاخره این امتحانات هم تمام شد.

دلم برای دیدن چند نفر خیلی تنگ است؛

بهزاد اول از همه تو...بقیه هم در جایگاه بعدی.

کنکور هم گویا برگزار شد.

راستی احترام به شهدای سردشت...

بمباران شیمیایی مرا خیلی آزار میدهد!

و توی فیلم اخراجی ها آخر نفهمیدم: ش،م،ر یعنی چه!؟

نگو : شوش...مولوی...راه آهن!

هر چه در ذهنم آمد را نوشتم.

پ.ن : همه ی این نوشته ی بالا بهانه بود تا بگویم گل،تولدت مبارک...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت   توسط meredit  |